فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
115
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
هويدا « 1 » نبود . [ بيت ] هرگز كسى نداد از اين سان نشان برف * گويى كه لقمهاىست جهان در دهان برف اصناف و الوان حشم و عسكر از اسود و احمر همچو سپاه شطرنج ، بىشطط و رنج ، بر تختهء عاج زمين روان گشتند . چون موكب همايون به عون تأييد الهى ، در بند ماهى نزول فرمود ، امير صفدر نامدار ، رستم شوكت بيژن تبار ، شجاع الدّين سليمان بيك لله كه ربيب سعادت خاقانى و مربّى دولت سليمانى است ( 61 - ر ) ركاب بادپاى عزيمت را كه به حكم : لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ [ 34 / 12 ] مسافت مسير يك ماه مجلاى خرامش صبحگاه بود ، تحريك فرمود و با آنكه شارع سير همچو مشرع عين القطر از ثلوج منجمده مقطوع بود ، گرمى بازار مهر حضرت اعلى [ « 2 » او را به نعمت أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ [ 34 / 12 ] ممنون ساخته ، به ساحت اقبال - على اهنى الوجوه - راه نمود . بيت سفر دراز نباشد به پاى طالبِ دوست * كه خار دشت محبّت گل است و ريحان است و از قلعهء وان به اردويهء همايون ملحق گشت و به عزّ بساط بوس مشرّف شد و اعيان شجعان مكمّل و افراد كمات صبى هيكل كه آفرين يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ [ 34 / 13 ] در تحصيل ايشان سزاست ، با خويش به معسكر همايون تحويل كرد . بيت قوم اذا لبسوا الدّروع حسبتهم * سحبا مزرّدة على الأقمار شعر سراسر جوانان و مردان مرد * پرى رو ، ولى ديو خو در نبرد
--> ( 1 ) . F : هوايدا ( 2 ) . F : فاقد اين قسمت است ، از نسخهء P صفحه [ 54 - پ ] سطر 14 افزوده شد .